4. آناطولي. دوتن معرف نجوم تركي بودند، كه به اين عصر تعلق دارند. ولي كار اصليشان در آغاز سدهٴ بعدي انجام گرفت و دومي از سرزمين خود بسيار دورافتاده بود. صلاحالدين شاعر معروفي بود كه در زمان بايزيد و پس از وي مينوشت. از آن رو، از وي در اينجا سخن ميگوييم كه يكي از اشعار تركياش يك تقويم اخترگويي است و در سال 1408 تأليف شده است.
قاضيزادهٴ رومي، دومين مدير رصدخانهٴ الغ بيگ در سمرقند بود. وي كه در بروسه زاده شد، از برجستهترين رياضيدانان و منجمان عصر خويش بود و در حدود 1436ـ1446 درگذشت.
5. ممالك اسلامي خاوريتر. بهتر است باقي رياضيدانان مسلمان را بهجاي اينكه ايراني بخوانيم، با عنوان مبهم شرقيان طبقهبندي كنيم، چون ممكن است آنان ايراني بوده باشند، يا نباشند.
نخست، بايد از رابطهٴ درخشاني ياد كنيم كه در اين ايام، در سمرقند (و آسياي ميانه) ميان مسلمانان و چينيان وجود داشت. يك رسالهٴ نجومي بهزبان عربي در دست است از عطا بن احمد، كه در حدود 1362 براي شاهزادهٴ مغولي سلسلهٴ يوآن تأليف شده و داراي حروفِ چيني است كه قادر به تشخيص آن نيستيم (
¿ ش 26).
عبدالواحد بن محمد شرحهايي بر زيج ايلخاني نصيرالدين و زيج جَغميني نوشت و منظومهاي دارد در باب كاربرد اسطرلاب. عبدالله بن خليل مارديني، كه در دمشق برآمد و موقِّت مسجد اموي بود و ما قبلاً همراه با همكاران ديگرش از وي ياد كرديم. وي رسالههاي نجومي متعددي از همان قبيل آثار همكارانش نوشت. جرجاني حكيم شرحهايي بر آثار نجومي نصيرالدين و جغميني نوشت.
الغبيگ، نوهٴ تيمورلنگ و فرمانرواي تركستان، كه در سال 1447 بر تخت نشست و در سال1449 بهدست پسر خودش كشته شد، بهخاطر بناي رصدخانهاي در شمال خاوري سمرقند در سال 1420 براي ما عزيز است.1 پس از ويراني رصدخانهٴ مراغه، اين مهمترين مركز پژوهش نجومي جهان بود. اولي در حدود سال 1259، توسط نصيرالدين طوسي ايجاد شده بود و بيش از دو نسل نپاييد، زيرا احتمالاً پيش از پايان سدهٴ سيزدهم و مسلماً در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم از كار بازماند. از اين رو، پيش از آنكه الغبيگ رونق نجومي تازهاي را در سمرقند آغاز كند، بيش از يك قرن در فترت گذشت. رصدهايي در آنجا بهوسيلهٴ جمشيدبنمسعود [كاشاني] ، نخستين
W. Barthold, Ulug Beg und seine Zeit. Abhandlungen fur die kunde des Morgenlandes 21, part 1, 262 p., Leipzig.1935 .
اصل روسي آن در سال 1918، توسط فرهنگستان علوم در پطروگراد انتشار يافت. ترجمهاي به زبان تركي در سال 1930، در استانبول چاپ شد[ .ترجمهٴ فارسي آن با عنوان
الغبيگ و زمان او، از حسين احمديپور در سال 1329، در تبريز منتشر شده است. ــ م].؛ فصل ششم آن دربارهٴ فعاليت علمي و زندگي خصوصي الغبيگ است.